کوچولوی رنگین کمونی
Lilypie Second Birthday tickers

لحظه ی دیدار تو شد روز میلاد من...

مشاهده یادداشت خصوصی

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/٥/۳ - نسترن

یکسالگی

مشاهده یادداشت خصوصی

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ - ۱۳٩٠/٤/٢٧ - نسترن

در آستانه...

مشاهده یادداشت خصوصی

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/٤/۱٤ - نسترن

احساس من به تو ما بین حرفام نیست...هر چی بهت میگم اونی که میخوام نیست...

مشاهده یادداشت خصوصی

...

پيام هاي ديگران()        link        ٥:۳٥ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/۳/٢٧ - نسترن

دعا برای سپند کوچولو

حال خیلی بدی دارم ..... از شنیدن خبر بیماری یه فرشته ی کوچیک به اسم سپند که متاسفانه الان توی کماست و حال خوبی نداره . براش دعا کنید و از خدای بزرگ بخواید که لبخند رو به لب های مادرش برگردونه ، مادری که دلش دریاست و چشم هاش امروز چشمه ی اشک.....

 

بعدا نوشت ( ٢١/٢/٨٩): سپند کوچک از پیش ما رفت ..........

...

پيام هاي ديگران()        link        ٧:٤٠ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/٢/٢٠ - نسترن

ده ماهگی

 

 خنده ی لبانم ! آن روزهای یکی بودن یادت هست؟ روزهای تو و ترانه و تکان های شور انگیزت، روزهای من و مستی و دقایق بی قرارم ، روزهای بی همتای با هم بودن... یادت هست؟

باران بهارم ! امروز ده ماهگیت تمام شد . بال های خوشبختی به پروازم در آورده و به  فرشته های آسمان فخر میفروشم برای زیباترین داشتنی عالم که تویی.

خدایا سپاس...

 

 

پ.ن

شیرین کاری این روزهای پسرک دس دسی است :) با چنان هیجان و حرارتی دست میزند که بیا و ببین و البته حساسیتش به موسیقی هم زیاد شده ( شما بخوانید قرتی شده ! ) حسابی پایه ی حرکات موزون است وقت شنیدن آهنگ.

و  اعتراف یک مادر ناشی:

تا پیش از در آمدن دندان شماره ی یک بالا فکر میکردم آنکه پیشتر درآمده دندان نیش است ولی حالا کاشف به عمل آمده که دندان شماره دو است اگر چه به نظرم هنوز هم زیادی تیز است . بیشتر شبیه نیش !!!

 

قضاوت با شما:

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ٤:٥٩ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/٢/۱۸ - نسترن

شعر

مینویسم، خط میزنم ، توی کاغذهای مچاله غرق میشوم، نه جوششی ، نه الهامی، نه حتی واژه ای که به رقص درآید از شادی برای تو شعر شدن..... نه ! نمیتوان برای چشم هایت غزلی سرود ، شعر سپید زیبایم!

 

پ.ن

پسر کوچولوی ما دنیای بزرگی دارد دنیایی که هر ثانیه اش میزبان رنگی جدید است و حالی تازه . احساس میکنم یاد گرفتن کارهای تازه در این ماه اخیر سرعت گرفته . نیروی بیشتر ، کنجکاوی بیشتر و شیرینی بیشتر و بیشتر.

دندان در آوردنش حسابی با مزه است  به ترتیبی که گفتم اولین دندان ، دندان پیشین پایین بود ، بعد یک نیش بالا ، بعد تر که میشود روز 26 فروردین ماه آن یکی دندان پیشین پایینی در آمد و امروز یکی از دندان های پیشین بالایی جوانه زده :) حالا موش ما چهار دندانی است .

از سوم اردیبهشت تلاش خوشمزه ای برای حرکت کردن را شروع کرد و چون هنوز بلد نیست از نیروی پاهایش برای این حرکت بهره بگیرد و به دستهایش متکی است نتیجه ی این تلاش حرکت به عقب است . این تلاش وقتی خوشمزه تر است که چیزی دوست داشتنی را پیش رویش میگذاریم در جایی دور از دسترس ، برای برداشتنش ذوق میکند و آماده ی حرکت میشود و ... میرود عقب! و هر چه بیشتر از محبوب فاصله میگیرد .

عاشق بازیهای پر سر و صدا و بپر بپر و همچنان عاشق تلویزیون است! تا میگویم _ ببین کارتون داره _ تلویزیون را نگاه میکند . بعضی ها این وسط ها میفرمایند عادتش داده اند به تماشای تلویزیون و ما در دل میگوییم هیچ تلاشی در این زمینه صورت نداده ایم و به واقع جز مواقعی که برنامه ی کودکی باشد جعبه ی جادویمان خاموش است . حالا بیا و ثابت کن....

حسابی ددری است ، تا مانتو تنم میکنم شروع میکند به غر زدن و دست هایش را محکم و با اعتراض توی هوا تکان میدهد که یعنی بغلم کن و به محض اینکه از در خانه خارج میشویم و وارد راه پله میشویم از سر ذوق جیغ های کوتاه میکشد.

عروسک هایش را میشناسد شاخص ترینشان پیشی رنگارنگی است که به نوعی آموزش یک دو سه دارد به انگلیسی همراه با صدای اردک و ...( عروسک مامانش بوده که من باشم) پیش ترها از صدایش میترسید اما حالا خیلی دوستش دارد و البته کماکان از عروسک های موزیکال خوشش نمیاید همینطور از صفحه ی موزیکال روی روروئکش که ناگزیر باطریش را درآورده ایم .

از دسته ی خوش نیامدنی ها یکی دیگرش آسانسور است تا واردش میشویم  پیش درآمد گریه میزند که خدا رو شکر قبل از ختم شدن به گریه خارج شده ایم از این فضای ناخوشایند.

و کلی تعریف کردنی دیگر هست که فکر میکنم ماندگار در صفحه ی حافظه خوش تر تا مضبوط در کلمات...

و

ممنون از آرزوهای خوب و خوش قلبی زیبایتان .

و

بعدا نوشت: یه تبریک ویژه برای روز معلم به آقای پدر و تمامی معلم ها .

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ - ۱۳٩٠/٢/۱٢ - نسترن

دندان دوم و ...

این  ماه انگار ماه پرباری است برای پسر کوچولو .

اول آنکه  درست یک روز بعد از ورود به ده ماهگی دومین دندان در دهان پسرک دیده شد و خوشمزه آن است که این دندان یکی از نیش های بالاست! حالا یک دندان پیشین پایین دارد و یک نیش بالا .

دوم آنکه این روزها  غلت زدن های پی در پی را تجربه میکند و از آنجایی که زیاد تمایلی به برگشت از روی شکم به حالت عادی نداشت پیش از این ، با هر بار انجام این کار من میشوم یک مامان ذوق زده با جیغ و دست و هورا ! و پسرکم میشود یک فاتح بلند مرتبه با سر  سری و  قهقهه و تکان دادن دست هایش توی هوا برای قدردانی از ابراز احساسات هواداران.

و دیگر  طی روزهای اخیر متوجه شدم معنای واژه ی بابا را خوب فهمیده  . یک صبح بابا مثل همیشه با پسر خداحافظی کرد و از در رفت بیرون ؛ طی معنا بخشیدن به هجاهایی که میگوید به دنبال گفتن با...با ...ب ...ب های همیشگی گفتم بابا کو؟ بدون درنگ به سوی در نگاه کرد و حالا هر وقت بپرسم بابا کجاست ؟ به سمتی نگاه میکند که بابا آنجا ست.

از آنجایی که دیگر خوب مینشیند این روزها قبل از حمام توی تشت کوچولویش آب بازی میکند  بار اول از این موقعیت ترسید و گریه کرد اما حالا شالاپ شالاپ کردن را زیاد دوست دارد و بیرون آوردنش از حمام با گریه همراه شده .

 این روزها برای خانواده ی کوچک ما روزهای خطیری است . در حال گرفتن تصمیم مهمی هستیم که شاید مسیر زندگیمان را عوض کند .  انرژی مثبت و آرزوهای خوبتان را دریغ نکنید .

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:۳٩ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/۱/٢۳ - نسترن